تبلیغات
جوکهای بالا شهری پایین شهری + فیسبوكی - 26 جوک

26 جوک

جوک گو:jok go
تاریخ:یکشنبه 10 اردیبهشت 1391-06:35 ب.ظ

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار
مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید
"
ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
...
مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی " ۱٨'۲۴ ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ ۳۷ هستید.
مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید
مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟"
مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟"
مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند. اطلاعات دقیق هم به دردتان نمیخورد!

 

دست مخترع کولر درد نکنه چون
اگه به ما بود الان یا میگفتیم مشیتِ خدا در اینه که هوا گرم باشه و حتما یه حکمتی هست،باید تحمل کرد و نباید تو کارِ خدا دخالت کرد!!
یا اینکه یه دعا ساخته بودیم و میگفتیم باید روزی 70 بار از روش خوند تا خنک شد...!
اگرم میخوندیم و خنک نمیشدیم،میگفتن با اخلاص نخوندیو
فقط بنده های واقعی و با تقوا خنک میشن ...!!!

 

آقا چه حکمتی هستش که روز های عادی باید با کفگیر از رخت خواب بیارنمون بیرون بعد روز های تعطیل عین جغد بی خوابی می گیردمون؟

 

من هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن...

حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب بعد حتما ً

میگه :

الان اومــــــدم بکــــشمـــــــِــــت... اَه لعنتی پتو داره نمیشه!

 

دو دزد در نیمه های شب وارد یك بانك شدند و در یك گاو صندوق را باز كردند. اما فقط مقداری ماست در آن بود و هیچ پولی در كار نبود.آنها كمی از ماست چشیدند و تقریبا ترش بود.

مردها گاو صندوق بعدی را باز كردند و باز هم ماست بود و این بار طعمش بهتر از قبلی بود ولی باز هم پولی نبود. دزدها به سراغ گاو صندوق بعدی رفتند و باز هم ماست....

یكی از دزدها به دیگری گفت جان بهتره بری بیرون و یك نگاهی بكنی و ببینی اینجا واقعا یك بانكه؟ و روی زمین نشست و شروع به خوردن ماست كرد و این یكی خیلی خوشمزه و تازه بود.

چند دقیقه بعد جان برگشت و گفت این مطمئنا یك بانكه. دزد دیگه پرسید و اسم این بانك چیه:

جواب داد: بانك اسپرم اوهایو ...

 

Jokgo



نوع جوک : جوک های معمولی