تبلیغات
جوکهای بالا شهری پایین شهری + فیسبوكی - 55 جوك

55 جوك

جوک گو:jok go
تاریخ:چهارشنبه 9 اسفند 1391-02:00 ق.ظ

بابام دو کیلو پسته خریده آورده خونه
.
.
روش نوشته هر 8 ساعت یک عدد


یه دوست پسر دارم
جنتلمــــن، شیــــک، جـــــذاب...
هنــــرمند، خـــوش اخـــلاق و اهـــل فکــــر و ...
خلاصــــه هـــــــرچی بگــــم کـــم گفتـــم :)
فقط مشـــکل اینــه که
. دقیقــــاً نمی دونــــم کیـــه و کجاســـت !!
ولــــی عــــــــــــــاشقشم ، خــــدا حفظش کنـــه


بالاخره امروز نوک مداد اتودی که دوستم کلاس چهارم فرو کرده بود تو رون پام رو درآوردم
.
.خیلی بچه بدی بود.
.
امیدوارم هنوز نتونسته باشه سر پرگارم رو از ک*و*نش دراورده باشه..:=))


بابا بزرگم 80 سالشه همیشه اصرار می کنه که بذارید من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید؟ می خوام برم نون و روزنامه اینا بگیرم.
یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش.
رفته نونوایی محل به همه اونایی که تو صف بودن گفته عجب روزگاری شده، پنج تا دختر دارم پنج تا پسر، تو این سن و سال، منِ پیرمرد باید بیام تو صف وایسم نون اونارو هم بگیرم!


تغییرات چهره در توالت !

>_<

o_-

o_0

O_O

^_^



Jokgo