تبلیغات
جوکهای بالا شهری پایین شهری + فیسبوكی - 59 جوک

59 جوک

جوک گو:jok go
تاریخ:جمعه 17 خرداد 1392-10:44 ب.ظ




اعتراف میکنم بچه بودم ماریو (قارچ خور) بازی می کردم، منم فک می کردم قارچ بخورم بزرگ میشم، مدتها سرمو میزدم زیره تاقچه ی خونمون، که ازش قارچ بیاد بخورم،

داشتم ضربه مغزی می شدم که بابام کارگر گرفت تاقچه رو خراب کرد!

 

رفیقم رو بردمش اورژانس داره از درد به خودش میپیچه و

هی خودشو میزنه به درو دیوار پرستاره خیلی با ناز

اومده میگه درد داری؟ گفتم پَ نَ پَ هالک شکست

ناپذیره داره تغییر شکل میده طبیعیه تو نگران نباش!

 

یارو از روی عینک چشاش رو میخارونده بهش میگن چرا عینک رو در نمیاری میگه: مگه تو وقتی باسنت میخاره شلوارت رو در میاری.

 

طرف میره امتحان رانندگی بده. بهش میگن چطور بود؟ میگه: والا فضا خیلی

معنوی بود. هر طرف میپیچیدم، افسر میگفت یا ابوالفضل

 

پیراهن تازمو با کلی ذوق و شوق به بابام نشون دادم، میگه مبارکه، عین روبالشیای خدابیامرز مادربزرگمه: |

 

دانشجوی عزیز،

دوست تحصیل کرده من، شمایی که فردا میخوای دکتر مهندس این مملکت بشی، وااااقعاً نمیدونی تو کلاس باید موبایلت رو خاموش کنی؟

نمی‌بینی خوابیم؟

 

رفتم سر یخچال گفتم مامان این شیره فاسد شده بندازمش دور؟ گفت نه بزار بابات بخوره حروم نشه روابط بسیار زیبایی دارن ننه باباهای ما! مسالمت آمیز

 

رفتم دم بقالی میگم آقا بستنی ها پاکه؟

میگه نه ریدم توشون!!!!

 

استاد اومده سر کلاس میگه

:

بچه ها این درسه سختیه و عمقش زیاده...

بد از اونور کلاس یکی شروع کرد به دست و پا زدن...

استاد پرسید چی شد؟

دوستش گفت: غرق شد دیگه استاد

 

یه شب خونه نرفتم، فرداش مامانم پرسید کجا بودی؟ گفتم پیش دوستم!

مامانم به 10تا از دوستام زنگ زد 8تاشون گفتن اینجا بوده، 2تاشونم گفتن هنوز اینجاس خوابه بیدار شد میگم زنگ بزنه!!!

 

منطق ریاضى:

هر مساله اى که دیدى آسون داره حل میشه؛ بدون راهِ حلت اشتباهه....

 

دانشجویان عزیز:

امتحانات از آنچه در برنامه امتحانی میبینید به شما نزدیکترند؛ مشروطی که کلا بیخ گوشتونه!

 

 



Jokgo